گذرعمر - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
طی شد این عمر تو دانی به چه سان؟ پوچ و بس تند چنان باد دمان........ همه تقصیر من است اینکهخودم می دانم که نکردم فکری، که تأمّل ننمودم روزی، ساعتی یا آنی که چه سان می گذرد عمر گران؟ طی شد این عمر تو دانی به چه سان؟ پوچ و بس تند چنا
خریدار - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
مشتری را بهای روی تونیستمن بدین مفلسی خریدارتغیرتم هست واقتدارم نیستکه بپوشم زچشمِ اغیارت
شعرهایم - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
من عادت کرده ام شعرهایم را با لهجه ی مردی بنویسم که زبانِ مادری اش را فراموش کرده و ماه هاست با لحنِ تبدارِ آغوشش برایم سپید می گوید با منطقِ مردی که از موهایم فلسفه می بافد حتم دارم یکی از همین روزه
من به تو نرسیدم - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
در آنسوی دنیا زاده شده بودیدور بودیمثل تمام آرزوهاوریل هادر مه زنگ زده بودندهیچ قطاری حاضر نبود مرا به تو برساندمن به تو نرسیدممن به حرفی تازه در عشق نرسیدمودر ادامه ی خوابهای منهرگز خورشیدی طلوع نکرد
کاش - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
کاش از عمر شبیتا به سحرچون مهتابشبنمِ زلف تورانوشم وخوابم نبرد....
معشوقه ام - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
معشوقه ام باشوساکت شو با من درباره شریعت عشق ، بحث نکن عشق من به تو شریعتیست که می نویسمش و اجرا یش می کنم اما تو... آموختمت که گل مارگریت شوی و بر بازوهایم بخوابیوبگ
سکوت زیبا - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
عندما تضعين رأسك على كتفي وأنا أسوق سيارتي تترك النجوم مداراتها وتنزل بالألوف لتتزحلق على النوافذ الزجاجية.. وينزل القمر.. ليستوطن على كتفي عندئذ.. يصبح التدخين معكِ متعة.. والحوارُ متعة والسكوتُ متعة. والضياع في الطُر
بعضی کلمات - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
hearts;hearts;hearts;بعضی کلمات آنقدر شعرندکه جرات نمیکنم به تو بگویمفکر میکنی عاشقت شده ام...حالا راستش عاشقت شده امدست من نیستروزی که نباشی زندگی نمیکنمجای زندگی نقطه چین میگذارم...hearts;hearts;hearts;
فریاد - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
در خموشی های من فریاد هاست... آنکه دریابد چه میگویم کجاست....؟
ازوقتی توآمدی - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
از وقتی تو آمدیخورشیدازچشمهایم افتاده...صبحِ منبا"تو"روشن میشود...
قدم زدن باتو - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
چتر علاقه "تو"بودبرای اینکهباران بباردباران آرزوی منبرای قدم زدنبا "تو"
زندگی - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
سرآغاز زندگیبی شک صدای خندیدن کسی ستکه دوستش داریم...میشود بخندی؟هوس کرده ام یک دل سیرزندگی کنم
مرا بتاب - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
مرا بتاب بتاب از گلایه بیزارممرا بخواب بخوابدر عطش گرفتارم..مرا ببر به شروع دوبارهدرپایانمرا ببر ببربه تورا دوست میدارم
توافق - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
با روحــــــــمبه توافق نرسیده بودمکه گِلَم را آوردند.......
تونَه - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
با من کدام حادثه را بوده ایکه من....ازاتفاق عشق کبودم...ولی تو نَــــــــه....
حال خوب - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
بلندترین نقطه ی دوست داشتن زنها پیشانی ولبهای معشوقشان است همان وقتی که روی پنجه ی پاهایشان می ایستند تافاتح بلند ترین حال خوبِ دنیا باشند
سایه نشین - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
سایه نشین کاغذمهرشب ازاین نبودنتشعربه بوسه میزنمهُرم نفسهای تو را.....
به شوق تو - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
ای عشقبه شوقِ تو گذرمیکنم ازخویش..تو قافِ قرارِ من ومن عینِ عبورم...
زشعله گرمترتویی - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
همیشه درخیالِ منزشعله گرمتر توییچه گرم دوست دارمت...
بازآی برقصانی - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 11:42
یک شهر تورا درچشمیک دیده تورا بردلیک دل توراعاشقبازآی برقصانیاین شعله ی عاشق را..